1 همسطح چشم (Eye Level)
دوربین مستقیماً روبروی سوژه و در ارتفاع چشمان او قرار دارد. این زاویه خنثیترین حالت است و برای نمایش واقعگرایانه و ایجاد حس برابری با کاراکتر استفاده میشود.
برای درک بهتر، روی هر کادر کلیک کنید یا انگشت خود را بکشید تا موقعیت دوربین را نسبت به کاراکتر تنظیم کنید.
دوربین مستقیماً روبروی سوژه و در ارتفاع چشمان او قرار دارد. این زاویه خنثیترین حالت است و برای نمایش واقعگرایانه و ایجاد حس برابری با کاراکتر استفاده میشود.
دوربین از بالا به سوژه نگاه میکند. این زاویه باعث میشود سوژه کوچکتر، ضعیفتر، آسیبپذیر یا تحت فشار به نظر برسد.
دوربین از پایین به سوژه نگاه میکند. این زاویه به سوژه قدرت، ابهت و بزرگی میبخشد و میتواند حس تهدید یا قهرمانی ایجاد کند.
نمای کاملاً عمودی از بالا به پایین. این زاویه برای نمایش موقعیت جغرافیایی، الگوها، یا ایجاد حس سرنوشت و کوچکی انسانها استفاده میشود.
دوربین نسبت به خط افق کج میشود. این زاویه حس بیثباتی، تنش، سردرگمی یا شرایط غیرعادی روانی را القا میکند.
دوربین از پشت شانه یک شخصیت، شخصیت دیگر را نشان میدهد. برای گفتگوها و ایجاد ارتباط بین دو نفر استفاده میشود.
حالت اغراقآمیز زاویه پایین، که دوربین تقریباً روی زمین قرار دارد. سوژه را بسیار عظیم و محیط را تهدیدآمیز نشان میدهد.
دوربین دقیقاً جای چشم شخصیت قرار میگیرد و مخاطب دنیا را از دریچه نگاه او میبیند. بالاترین حد همذاتپنداری.
سوژه در محیط کاملاً گم شده است یا بسیار کوچک دیده میشود. برای نشان دادن مقیاس، جغرافیا یا انزوای شخصیت استفاده میشود.
تمام بدن شخصیت به همراه بخشی از محیط اطرافش در کادر قرار میگیرد. رابطه سوژه با محیط را نشان میدهد.
شخصیت از کمر به بالا دیده میشود. این نما شبیه فاصله مکالمه روزمره ما با افراد است و زبان بدن را به خوبی منتقل میکند.
شخصیت از سینه به بالا در کادر است. این نما احساسات صورت را واضحتر میکند در حالی که هنوز بخشی از شانهها پیداست.
فقط سر و گردن یا یک شیء خاص تمام کادر را پر میکند. بیشترین تمرکز روی احساسات درونی و واکنشهای چهره است.
فقط بخشی از چهره (مثل چشمها یا لب) یا جزئیات یک شیء کادر را پر میکند. برای ایجاد تنش شدید یا تاکید حیاتی استفاده میشود.
دو شخصیت در یک کادر حضور دارند. این نما برای نشان دادن رابطه، صمیمیت یا تقابل بین دو کاراکتر بسیار کاربردی است.
کادر از اواسط ران پا به بالا بسته میشود. این نما در فیلمهای وسترن برای نمایش غلاف اسلحه کابویها ابداع شد و اعتماد به نفس کاراکتر را نشان میدهد.
شخصیت کاملاً از زاویه کناری (۹۰ درجه) دیده میشود. این زاویه حس بیتفاوتی، انزوا، یا تمرکز شدید روی مسیر مقابل را به مخاطب القا میکند.
کاراکتر مستقیماً به لنز دوربین نگاه میکند. این کار دیوار بین فیلم و تماشاگر را میشکند و حس صمیمیت یا تقابل مستقیم ایجاد میکند.
سه شخصیت در کادر حضور دارند. این نما پویایی و دینامیک یک گروه را نشان میدهد و چیدمان افراد در آن اهمیت بالایی دارد.
دوربین پایینتر از سطح چشم (معمولا در سطح کمر) قرار گرفته و از کنار بدن شخصیت اول به شخصیت دوم نگاه میکند. در سکانسهای دوئل بسیار محبوب است.
نمای کلوزآپ افراطی از یک شیء (مثل صفحه موبایل، کلید، یا نوشته یک نامه) که توجه مخاطب را به یک جزئیات بسیار حیاتی جلب میکند.
سوژه در تاریکی مطلق (سیاه) قرار دارد و پسزمینه روشن است. برای ایجاد رمز و راز، درام، و تمرکز روی فرم و حرکت به جای جزئیات چهره استفاده میشود.
معمولاً در ابتدای یک سکانس استفاده میشود تا مکان و زمان وقوع اتفاقات را به بیننده معرفی کند (مانند نمای خارجی از یک خانه یا شهر).
دوربین در جای خود ثابت است اما حول محور افقی (به چپ یا راست) میچرخد. برای دنبال کردن یک سوژه در حال حرکت یا نمایش وسعت محیط عالی است.
دوربین ثابت است اما سر آن رو به بالا یا پایین میچرخد. معمولاً برای نمایش عظمت یک ساختمان بلند یا اسکن کردن بدن یک شخصیت از سر تا پا کاربرد دارد.
خود دوربین به صورت فیزیکی در فضا حرکت میکند (روی ریل یا چرخ) و پا به پای سوژه پیش میرود تا مخاطب را وارد سفر کاراکتر کند.
دوربین با حرکتی دایرهوار (قوسی شکل) به دور سوژه میچرخد. این نما برای لحظات افشاگری، عاشقانههای دراماتیک، یا سرگیجه و گیجی کاراکتر بینظیر است.
دوربین ثابت است اما با تغییر فاصله کانونی لنز، تصویر بزرگنمایی میشود. برعکس نمای ترکینگ، در زوم عمق میدان تخت میشود و حس مصنوعی به کادر میدهد.
حرکت فیزیکی دوربین به جلو همراه با زوم معکوس (یا برعکس). سوژه ثابت میماند اما پسزمینه کشیده یا فشرده میشود که حس وحشت، شوک ذهنی یا سرگیجه ایجاد میکند.
دوربین بدون پایه نگه داشته میشود و تکانهای طبیعی دست فیلمبردار ثبت میگردد. این تکنیک حس مستند، واقعگرایی شدید، استرس و هرجومرج را منتقل میکند.